ماه من غصه چرا؟؟؟

آسمان را بنگر/ که هنوز/ بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که/ دلش از سردی شبهای خزان/نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و/ نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار/ دشتی از یاس سپید/ زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز/ پر امنیت احساس خداست ماه من غصه چرا؟؟ تو مرا داری و من هر شب و روز/ آرزویم همه خوشبختی توست ماه من/ دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن کار آنهایی نیست/ که خدا را دارند ماه من/ غم و اندوه اگر هم روزی/ مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات /از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست

/ 6 نظر / 11 بازدید
سید علی

سلام این ایام رو بهتون تسلیت میگم... وب خوبی دارین... خوشحال میشم به منم سر بزنین...

پــــــویا

حالا حتی کودکمان هم میداند که مهدیه؛ اسم مکان است و فاطمیه، اسم زمان اما ما منتظر میمانیم تا روزی که مهدیه، اسم زمان شود و فاطمیه، اسم مکان [گل]

سنگ صبور

ماه من غصه چرا.... چه جمله شیرین آرامبخشی....

انسان

اگر آنقدری که آشکارا از مردم می ترسیم... در نهان از خدا بترسیم... در هردو جهان خوشبخت خواهیم شد..