عشق یعنی : چون خورشید تابیدن بر شب های دوست و

چون برف ذوب شدن بر غم های دوست .

 

 

 

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
پویا

به کوچه ای وارد شدم که پیرمردی از آن خارج شد ... پیرمرد گفت : " نرو ، بن بست است "! گوش نکردم و رفتم ... بن بست بود ؛ به سر کوچه که رسیدم ... " پیر شده بودم "!!! [گل][گل][گل]

Ooo Mab ooO

چـشـــمـانـت... دریـــــا را ، به "مــَـــد" مـی*کـــشانـــد ! مـــــرا بـه "شـــعر" ...!!!

انسان

عزیز برم ودوباره میام....وبت عالی عالیییییییییییییییییییییییی[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

zahra

با اینکه عشق آدمو مجنون میکنه دلتنگ میکنه چشاشو هر شب بارونی میکنه و گاهی وقت ها هم نابود میکنه اما باز به نظر من یه حس عالیه...