ღکتیبه بارانღ

 


اینک، کنار خاطرات خودم،من نشسته ام


باید کتاب زندگی ام را، ورق زنم


قبل از حساب و کتابی، که می رسد


باید خودم، به حساب خودم، رسم


با باوری که عبث من نیامدم


در جنگ نور و سیاهی به روزگار


من در کجای جهان ایستاده ام؟


تفریق کائنات، به هنگام رفتنم


از وضع کائنات، به هنگام بودنم


آری، جواب هر چه که شد


وزن بودنم


اما کنون، نتیجه من در زمین خاک


اتمسفری، که به شش ها کشیده ام


آب زلال، که آلوده کرده ام


زخم نهاده به دل، صدهزار بار


عهد شکسته، به تعداد بی شمار


دیگر حساب توبه، من از دست داده ام


این است نقش من؟!!


فرق میان بودن و نابودنم کجاست؟


می کاوم این کتاب پرغلط عمر خویش را


تکلیف روز حسابم چه می شود؟


من مشق های عاشقی ام را نوشته ام؟

 


"کیوان شاهبداغی" 

 


+ نوشته شده در جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ توسط باران  نظرات ()