ღکتیبه بارانღ

ماه من

سلام مــاه مــن !


دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان...


اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود …!


گفتم بیایم سراغ ِ خودت ...


احوال مهتابیت چطور است ؟!


چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟!


چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟!


چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو ؟!


...چقدر نیامده انتظار خبــر دارم ؟!


چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است !


راستی ، باز هم آســمان دلت ابری است یا ….؟!


می دانم ، تحملم مشکل است …. اما خُب چه کنم؟!


یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شوی ….


هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد !


تو فقط ماه من بمان و باش !


ماه من !


مراقب خاطراتمان ،


روزهای با هم بودنمان ...


خلاصه کنم بهانه ی ماندنم ؛


مراقب "خودمان" باش!


+ نوشته شده در شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢ ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط باران  نظرات ()