ღکتیبه بارانღ

 

تو کجایی سهراب ؟

آب را گل کردند

چشم ها را بستند و چه با دل کردند ...

وای سهراب کجایی آخر ؟ ...

زخم ها بر دل عاشق کردند ...

خون به چشمان شقا یق کردند ...

تو کجایی سهراب ؟

که همین نزدیکی عشق را دار زدند،

همه جا سایه ی دیوار زدند ...

ای سهراب کجایی که ببینی حالا

دل خوش مثقالی است! ....

دل خوش سیری چند ؟

صبر کن سهراب...گفته بودی قایقی خواهی ساخت...!

قایقت جا دارد؟

من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ٥ دی ۱۳٩٢ ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط باران  نظرات ()